تکلیف بی درد سر

مدتیه چیزی ننوشتم همگی ببخشید ولی خوب در عوض این چند روز که چاینات نیو یرزه و مدرسه چهار روز تعطیله سعی می کنم چند مطلب رو که یادمه بنویسم .

اول اینکه  این چهار روز تعطیل رو یه کار کردم که بچه ها ی کلاس خیلی خوش بحالشون بشه اینم اونه که بهشون تکلیف جدی ندادم راستش اصلا نمی خواستم بهشون تکلیف بدم بیچار ها مردند این قدر این چیز های تکراری رو خوندن و نوشتن ولی خوب نمی شد این دفعه صدای بعضی از مادرا که حوصله سر گرم کردن بچه شون رو ندارن و دوست دارن ما هی مشق بدیم تا اونا از دست بچه ها راحت بشن .در میاد 

حال خوبه تو این دوره هر خانواده ای یک یا دوتا بیشتر بچه نداره و این همه هم  امکانات دارن این بچه ها. ( جالبه که دیروز یک از مادرا می گفت دخترم فقط 50 تا عروسک باربی داره حالا حساب بقیه چیزها رو خودتون بکنید )

خلاصه فکر کردم که چه تکلیفی بدم به بچه ها که هم مشق تکراری نباشه هم نوعی تکلیف باشه و مادر ها رو ارضا کرده باشه . اینه که چهار صفحه آ - چهار بهشون دادم  یه صفحه رو تاریخ زدم مثلا برای روز شنبه  چند تا ضرب المثل بنویسید و بنویسید در چه موقع بکار می بریم ( یعنی از بزرگتر هاشون سوال کنند 

یه صفحه  هم دادم یه خلاصه کتاب که خوندن و خوششون اومده با اسم نویسنده و انتشاراتی و مترجم بنویسن و نقاشی خودشون رو در حال کتاب خواندن بکشن .

یه صفحه هم دادم که روز آخر تعطیلات یه یادداشت روزانه از این چند روز بنویسن و نقاشی اون رو هم بکشن. تموم شد و رفت فکر کنم هم بچه ها راضی باشن هم مادرا و هم خودم که دوست داشتم بچه ها این چند روز راحت باشن و برن گردش و تفریح کنند.

/ 0 نظر / 14 بازدید