زنگ علوم با قورباغه

امروز صبح یه اتفاق جالب و نادر تو زندگیم افتاد و اون اینکه بعد نماز صبح با اینکه تعطیل بودم خوابم نمی اومد هر کاری کردم خوابم نبرد . مثل ستاره ی هالی که هر هفتاد سال یکبار دیده میشه برا من هم هر هفتاد سال یکبار ممکنه این اتفاق بیفته .

این بود که گفتم پا شم و تو وب لاگم بنویسم .

دیروز جمعه درس علوم داشتیم جلسه قبل به بچه ها گفته بودم کی میتونه قورباغه بیاره؟ زهرا که دختر فعالیه گفت خانم من میارم . خلاصه قورباغه رو جمعه اول صبح که آورد کلاس نمی دونید چی شد بچه ها اینقدر هیجان زده بودند و براشون جالب بود که نگو همه اش نگاهش می کردن و از کنار شیشه قورباغه کنار نمی رفتن این بود که دیدم زنگ اول که ریاضی داریم امکان نداره بتونم حواس اینا رو جمع کنم تا ریاضی بخونن و جای درس ها رو عوض کردم و علوم رو که زنگ آخر بود آوردم زنگ اول رفتیم ته کلاس دور میزهه  ها نشستیم دوتا کیسه فریزر دستم کردم یواش دستمم رو بردم تو شیشه و قورباغه رو گرفتم و بیرون آوردم وای نمی دونید بچه ها چه جیغ و داد و شادی به راه انداختند حالا جالب اینه که هر روز شاید ده ها قورباغه کنار استخرشون یا کنار باغچه و خونشون ببیندو توجهی هم بهش نکنن   اماانگار هر وقت یه چیزی سر جای خودش نباشه جالب و هیجان انگیزه  خلاصه اول فرار کردن و رفتن اما بعد اومد ن نزدیک و شروع کردن به دیدن و کم کم دست کشیدن به پوستش اول از همه هیوا که دختر جالبیه زود ارتباط بر قرار کرد با قورباغه و شروع کرد به حرف زدن ناز کردن و دست کشیدن و بقیه هم اومدن غیر از باران و ناهید که می ترسیدن  ، اینقدر بهشون گفتم تا کم کم راضی شدن  و اومدن دست زدند به پوست قورباغه آبان هم که غایب بود و بچه ها میگفتن خانم جاش خالیه 

خلاصه ،  سوال در س علوم مربوط به دوزیستان این بود که پوست قورباغه چه فرقی با پوست ماهی دارد وقتی همه شون دست کشیدن و خوب لمسش کردن گفتم خوب حالا بنویسید پوستش چه جوری بود  هر کدوم از بچه ها چیزهای جالب و توصیف های قشنگی کرده بودن اما خدائیش من هم تا حالا به پوست قورباغه دست نزده بودم خیلی   جالب بود پوستش نرم و چسبناک و مرطوب بود یه جوری انگار خزه روش سبز شده بود 

درس علوم تا آخر ساعت با وجود پر برکت  قورباغه هیجان انگیز و زنده بود و اصلا نفهمیدیم وقت چه جوری گذشت.

به زهرا پنج امتیاز به خاطر آوردن قورباغه دادم به بقیه هم یک امتیاز به خاطر نوشتن گزارش های علوم دادم آخر زنگ هم قورباغه رو دادیم به کلاس اوال و دومی ها تا اونا هم یه آموزش علوم  زنده و شاد داشته باشند.


/ 0 نظر / 12 بازدید